هیچگاه مثل هفته گذشته از مجرد بودنم خجالت نکشیدم ، همش دست چپم رو غایم می کردم تا کسی نبینه !
امشب فیلم طلا و مس رو از شبکه ۱ دیدم بعد از مدت ها احساس کردم یه چیزی بهم اضافه شد و چقدر سادگی این زندگی شیرین بود
نوشته شده در عمومی | برچسبها طلا و مس | بیان دیدگاه »
يک موضوعي که در اين دو سه روز اخير شديدا موجب انبساط خاطر اينجانب شده بخشي از اهنگ يک رپر انقلابي به نام اورمان هست که مي فرمايد :
بزار ماچ کنم من لپهاتو ———- بزار تاچ کنم من بمب هاتو
که هرگاه به واژه بمب ها می رسم شدیدا تحت تاثیر قرار می گیرم و نمی تونم جلو خندمو بگیرم .
پ ن 1: امشب وقتی سر قضیه ای سن مادرمو بهش یاداوری کردم ، گفت : دیگه واقعا پیر شدم ، و من هم برای اولین بار در عمرم دارم حس می کنم مادرم داره پیر میشه ، خیلی ناراحتم
پ ن 2: هیچ تعصبی به هیچ نوعی از سبک های موسیقی ندارم ، اگر دوستی یک مجموعه از کارهای مایکل جکسون و شهرام ناظری و جلال همتی بهم بده خیلی هم ازش ممنون میشم.
نوشته شده در طنز | برچسبها لبها, ماچ کردن, اورمان, بمب | بیان دیدگاه »
تحقیقا ، در 60 درصد خودرو هایی که از خیابان ولیعصر در حال ترددند دختر ها و پسر ها دست در خشتک یکدیگر دارند .
نوشته شده در minimals | برچسبها ولیعصر, خیابان ولیعصر, خشتک | بیان دیدگاه »