فردا به خدمت سربازی اعزام میشم الانم دیروقته باید بخوام تا واسه سحری بیدار شم ، اتفاق جالب امروز تراشیدن موی سرم بود ، با اینکه ریش تراش موزری که دارم چندان رو براه نبود با این حال توکل بر خدا کردم و شروع کردم به تراشیدن سر اونهم نامردی نکرد وسط کار خراب شد حالا ما رو میگی لنگ در هوا مونده بودیم چی کار کنیم تا اخر زنگ زدم یکی از دوستان ماشینشو اورد . تا منو در اون وضعیت دید داشت از خنده منفجر میشد البته خنده هم داشت خلاصه به هر کلکی شده کلی عکس از این سر کچل ما گرفت و احتمالا تا یه مدت سوژه خنده بچه خواهم شد ، خیلی دلم می خواست موهامو بتراشم شاید اخرین بار 15 سال پیش این کارو کرده بودم الانم خیلی بهم حال میده ازاد و راحت .راستی یکی از بچه ها یه کلاهم بهم داد که فردا میزارم سرم .
خب ما که رفتیم ، سعی می کنم یه دفترچه ببرم تا در اونجا خاطراتمو بنویشم و بازم سعی می کنم اونها را در اینجا هم قرار بدم .
ارسال شده در سربازی | برچسبها اعزام به خدمت, خدمت, سربازی | بیان دیدگاه »
دو تعبیر از مرد و مردانگی در بین مردم جا افتاده است و هر گاه سخن از مرد و مردانگی به میان می اید هر شخص به فراخور روحیات خود برداشت مورد نظر را می کند ، بردرانی که به خدمت مقدس سرباز می روند و مخصوصا در دوران شیرین آموزشی از این دو ناحیه دچار تغییراتی بس عظیم می شوند که در ادامه به بررسی هر کدام می پردازیم :
الف : مردانگی از دید خاله زنک ها و از دید کوچه بازاری : در این برداشت از مردانگی تنها و تنها یک عضو از بدن آدمی دخیل است واگر سالم باشد و پابرجا همه شما را جوانمرد و مرد خانواده می نامند و و چه بسا افرادی که در انتخاب شوهر تنها به این فاکتور توجه کرده اند و بقیه موارد برایشان از اهمیت کمتری برخوردار است ، این گونه مردان که تنها نقطه اتکایشان نه هوش و ذکاوت و نه مهر و محبت ، بلکه عنصر مردانگیشان است در دوره آموزشی با بحران شدید مواجه خواهند شد، به این دلیل که مسئولان نظام سربازی با ریختن مقادیر متنابهی از “کافور” و دیگر مواد غیر فعال کننده به طرز فجیعی آن عضو شریف را از چرخه حیات عادی خارج می نمایند و شما هم به هر دری بزنید کاری از پیش نخواهید برد جز اینکه غذاهایی را که به شما می دهند نخورید و تنها به خوراکی های موجود در بوفه قناعت بفرمایید که بعید است امکان انجام ان به مدت 2 ماه امکان پذیر باشد .
ب: مردانگی به سبک جوانمردان و مردان زندگی : از دید این افراد مردانگی نه انکه گروه بالا می پندارند بلکه به جوهر ادمی بر می گردد و اینکه چقدر در مواجهه با مشکلات روزگار و پستی و بلندی های ان استقامت داشته باشید را ملاک می دانند از دید انها سربازی نه تنها شما را از مردنگی نمی اندازد بلکه یکی از خطیرترین دوره ها برای مرد شدن و استقلال یک فرد است و انجایی است که یک فرد بعد از بیش از دو دهه وصل بودن به پدر و مادر و قرار داشتن زیر چتر انها به یکباره خود را با مشکلات تنها می بیند و باید در جهت حل انها گام بردارد ، اگر تا دیروز فنجان چایش را هم زورش می امد تا اشپزخانه ببرد امروز باید کف سرویس بهداشتی محل خدمت را طی بکشد و ان غرور بی جایی که پشتش به هیچ کجا بند نبود در این دوران شکسته می شود ، خیلی از بی نظمی ها ، دیر خوابیدن ها ، سرکشی ها و … در سربازی جایی ندارد ، در اینجا حکومت ، حکومت قانون هر چند این قانون ظالمانه باشد ، یک فرد قبل از رفتن به سربازی ماشین زهوار در رفته ای را می ماند که هر بخش از ان برای خود کار می کند و هیچ هماهنگی بین اعضا وجود ندارد و سربازی مکانیکی را می ماند که ماشین بعد از خروج از ان رو براه میشود و اب روغنش تنظیم می شود، پس می بینم برای گروه دوم سربازی یک غنیمت است در جهت رشد و تکمیل مردانگی.
نتیجه گیری اخلاقی : بچه جان سربازی خیلی خوب است اینهمه بچه ننه و سوسول و اوا رفتند و برگشتند و اب از اب تکان نخورد ، حالا فکر کردی تو اگر بروی زمین به اسمان می اید ؟ قبول دارم که سختی هایی دارد ولی در عوضش چیزهایی به دست می اوری که در هیچ کجای دیگر پیدا کردنی نیست .
پ.ن.1 : 13 روز دیگر به اعزام مانده ، خیلی مشتاقم که این چند روز هم بگذرد تا بروم و با این محیط جدید و غریب آشنا شوم ، خیلی از دوستان ته دلم را خالی می کنند که فلان است و چنان است ، ولی اصلا اهمیتی به حرفهایشان نمی دهم اکثر انها بعد از کلی ایه نحس خواندن باز هم اعتراف می کنند دوره اموزشی یه چیز دیگست و خیلی صفا دارد .
پ.ن.2 : یک ضرب المثل انگلیسی می گوید : اگر دیدی کسی در حال ت*جاوز به تو است از ان لذت ببر .
ارسال شده در سربازی | برچسبها مردانگی, خدمت, رجلیت, سربازی | بیان دیدگاه »

هر کدام از ما یک سری عقاید و اعتقاداتی داریم که درست یا غلط در طول دوران زندگی به انها رسیده ایم و برایمان ارزشمند است .اگر انسان از نظر روحی و روانی دارای شرایط نرمالی باشد یعنی بیماری روحی یا اختلالات دیگری نداشته باشد معمولا افکار وی به مرور به تکامل می رسند به عنوان مثال شخص در 20 سالگی به این نتیجه می رسد که خدا وجود دارد و در 25 سالگی به این نتیجه می رسد که خدا خوب است و در 30 سالگی متقاعد می شود که فلان دین همانی است که او را رستگار خواهد کرد همینطور که مشاهده می کنید اعتقاد به ادیان یک شبه بدست نمی اید (و اگر بدست امد بیشتر جنبه احساسی داد تا عقلی) بلکه به مرور به تکامل می رسد .مقصود اصلی من این است این نمی شود که شخص طی یک چرخش 180 درجه در 31 سالگی بگوید خدا وجود ندارد و اگر هم چنین گفت یا خود دچار مشکل است و یا منابعی که به ان مراجعه کرده و چنین شرایطی خیلی کم امکان دارد که اتفاق بیافتد و اگر هم بیافتد شاید یک در صد هزار باشد حالا چطور می شود طرفداران یک جناح سیاسی که تا دو ماه پیش حتی حاضر بودند سر خود را در راه نامزد انتخاباتی خود بدهند در عرض 60 روز به یکباره به تمام اصول و اعتقادات خود پشت پا می زنند و چه بسا اگر تو انها را به چهره نشناسی فکر می کنی شخص دیگری است که ان سخنان را می گوید! باز اگر این افراد یک یا دو نفر می بود قابل اقماض بود ولی اینکه افراد دستگیر شده بصورت دسته جمعی تواب شده اند نشانه این است که یک جای کار می لنگد .مشکل بزرگی که حکومت با ان روبروست این است که اکثر قریب به اتفاق طرفداران مهندس موسوی را دانشجویان ، اساتید و قشر روشن فکر جامعه تشکیل می دهند ونمایش اینگونه اعترافات جز در بخش کوچکی از قشر سطحی تر طرفداران ایشان بقیه را متقاعد نکرده که شاید تاثیر عکس داشته باشد . شاید تنها کاربرد اینچنین اعتراف گیری هایی در اردوگاه خودی باشد که البته انها که همه جوره پای میثاق خود نشسته اند و تقلب و تخلف های اینچنینی اگر اثبات هم شود خللی در اراداتشان حاصل نمی کند.
پ.ن : خداوندا تو خود مکارترین مکارانی
پ.ن : کاریکاتور هم اگر اشتباه نکنم از مانی نیستانی هست
ارسال شده در سیاست | برچسبها محاکمه, اعتراف, اعتراف گیری | بیان دیدگاه »

بعد از اتمام دانشگاه حالا نوبت سربازی رسید ، تاریخ اعزام من سال اینده بود ولی با مراجعه به نظام وظیفه و درخواست تعجیل ان را 8 ماه به جلو انداختم یعنی اول شهریور و این خیلی خوب هست چون کلی از وقتم به هدر نمی رود .
در کل دیدگاه مثبتی نسبت به سربازی دارم ، به نظرم برای هر مردی ضروریه که محیط دور از خانواده و ایستادن روی پا خود را تجربه کنه البته این وسط یک هزینه هایی داده میشه مثل یک و سال نیم عمر ادم ولی درعوضش تجربه خوبی هم کسب میشه که در زندگی خیلی به کار میاد ، من امکان این را داشتم تا به طریقی معافیت بگیرم و خانواده هم بر این قضیه اصرار داشت ولی خودم خواستم که برم .
اینکه وارد یک موقعیت ناشناخته و کلی حوادث پیش بینی نشده بشی برای من که زندگی ارومی دارم می تونه خیلی هیجان انگیز باشه، خلاصه اینکه من پیه همه چیز سربازیو به تنم مالیدم و امیدوارم به من و همه دوستانم خوش بگذره .
پ.ن : یاد و خاطره ندا اقا سلطان و تمام شهیدان راه ازادی وطن گرامی باد .
ارسال شده در سربازی | برچسبها خدمت, سرباز, سربازی | بیان دیدگاه »